استاد شجریان
مرغ سحر رفت و ربنای سحر ماند
یار سفر رفت و خاطرات سفر ماند
آن نفس گرم و آن وجود هنرمند
گر ز میان رفت نغمه های هنر ماند
گشت مقارن غروب و چله عشاق
حر ز نظر رفت ولی زیر نظر ماند
تقدیم به روح بلند و آسمانی پدر آواز ایران محمدرضا شجریان
مرغ سحر رفت و ربنای سحر ماند
یار سفر رفت و خاطرات سفر ماند
آن نفس گرم و آن وجود هنرمند
گر ز میان رفت نغمه های هنر ماند
گشت مقارن غروب و چله عشاق
حر ز نظر رفت ولی زیر نظر ماند
تقدیم به روح بلند و آسمانی پدر آواز ایران محمدرضا شجریان
از عشق تو لبریزم
می بارم و می ریزم
دوریست رقیب من
با هجر گلاویزم
با یاد تو سرمستم
وز بودن تو هستم
قدیسه ی زیبایی
ای وسوسه انگیزم
روزم به امیدت شب
هر شب به امیدت روز
با فکر و خیالت من
از غیر تو بگریزم
بردی ز حقیرت دل
کردی به دلم منزل
از شوق رضای تو
سر رفته و سر ریزم
در خویش تورا بینم
در من نبود جز تو
قند است مزاج من
ای ابر شکر ریزم
من رخت سفید عشق
بر تن زده ام ای جان
از اینهمه زرق و برق
غیر از تو بپرهیزم
نه روز روزگارش مثل روزه
نه شبهاش رنگ و بوی ماه داره
حواس روزگارش پرت انگار
همیشه توی سینه اش آه داره
به روی دلخوشی ها چشم بسته
برا غصه دلی آگاه داره
به هر دشت و دمن خونده فراغی
به لب هاش غزلی جانکاه داره
گمونم دل زلیخایی کشیده
که دائم سر میون چاه داره
نگارش دیگه بی نام و نشونه
که یکسر حوس بیراه داره
به دنبالش جلو چشم رقیبون
سر جنگ با قشون شاه داره
دوچشمونش به راه قاصدک هاست
هوای دلبر دلخواه داره
این لحظه ها تکرار داره
ایران دلی بیدار داره
پشت ولایت تا شهادت
این خاک ما عمار داره
ما حیدری،از نسل سلمان
تجهیز با تقوا و ایمان
ما ذوالفقار در نیامیم
آماده ایم از بهر جانان
پای جای پای حق گذاریم
ما کشوری حیدر مداریم
در انتظار یک اشاره
ما تا شهادت رهسپاریم
ایرانی یعنی کوه غیرت
یعنی که سر تا پا بصیرت
یعنی شجاعت پیشه کردن
ایرانی یعنی کاوه همّت
اینگونه می گوید ولیّم
ما افسران جنگ نرمیم
در جبهه های حق وباطل
ما در پی احقاق حقیم
سرلوحه و سرمشقمان هم
نوآوری و ابتکارست
با فکر می روید گل عشق
اینجا که آتش بإختیارست
ما آن نهال خرد بودیم
کز خون یاران قد کشیدیم
صف بسته در پیکار تحریم
بر خواستگاه خود رسیدیم
ایرانی یعنی کوه غیرت
یعنی که سر تا پا بصیرت
یعنی شجاعت پیشه کردن
ایرانی یعنی کاوه همّت
#سید مرتضی مهدیزاده